مقاله جنگ ایران و عراق

تحقیق و پروژه و پایان نامه و مقاله دانشجویی

 عنوان :

مقاله جنگ ایران و عراق

تعداد صفحات :۴۱

نوع فایل : ورد و قابل ویرایش

 

چکیده

سئوال‌ جدی‌ نسل‌ جوان‌ و اندیشمند جامعة‌ ما درخصوص‌ چگونگی‌ آغاز جنگ‌ ایران‌ و عراق، ما را بر آن‌ داشت‌ تا در سلسله‌ مقالاتی‌ به‌ تحلیل‌ تاریخی‌ و بررسی‌ این‌ واقعة‌ مهم‌ در تاریخ‌ معاصر ایران‌ بپردازیم.

این‌ نوشتار خواهد کوشید، چشم‌ اندازی‌ از تاریخچة‌ اختلافات‌ ایران‌ و عراق‌ از ابتدا تا وقوع‌ “جنگ‌ تحمیلی” در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ م) را ترسیم‌ کند.

با آغاز دهة‌ ۱۹۷۰ م‌ و اعلام‌ خروج‌ نیروهای‌ انگلیسی‌ از منطقه، دولت‌ بعثی‌ عراق‌ به‌ منظور فراهم‌ آوردن‌ فضایی‌ برای‌ بر عهده‌ گرفتن‌ نقش‌ امنیتی‌ در منطقه، سیاست‌ معتدلانه‌ای‌ را در روابط‌ خود با کشورهای‌ عربستان‌ سعودی، مصر، اردن‌ وحتی‌ کویت‌ در پیش‌ گرفت‌ و آمادگی‌ خود را برای‌ حل‌ و فصل‌ اختلافات‌ مرزی‌ با این‌ کشورها اعلام‌ داشت. در همین‌ زمان‌ با آشکار شدن‌ علائمی‌ دال‌ بر به‌ عهده‌ گرفتن‌ ژاندارمی‌ خلیج‌ فارس‌ از سوی‌ شاه‌ ایران‌ در دکترین‌ نیکسون، رئیس‌ جمهور وقت‌ آمریکا، دولت‌ عراق‌ بسیار تلاش‌ کرد تا رهبری‌ جریان‌ مخالف‌ سیاستهای‌ منطقه‌ای‌ ایران‌ را بدست‌ گیرد؛ لذا در پی‌ اعلام‌ تصمیم‌ دولت‌ انگلستان‌ مبنی‌ بر خروج‌ نیروهای‌ آن‌ کشور از خلیج‌ فارس‌ در سال‌ ۱۹۷۱ م‌ و اعاده‌ حاکمیت‌ ایران‌ بر جزایر سه‌ گانه‌ ابوموسی، تنب‌ بزرگ‌ و کوچک‌ که‌ آن‌ هم‌ درواقع‌ به‌ ازای‌ واگذاری‌ بحرین‌ انجام‌ شد، دولت‌ عراق‌ شدیداً‌ به‌ این‌ مسئله‌ اعتراض‌ کرد و ضمن‌ قطع‌ روابط‌ سیاسی‌ خود با ایران‌ اعلام‌ کرد که‌ این‌ جزایر متعلق‌ به‌ اعراب‌ است. بدنبال‌ آن، دولت‌ بعثی‌ عراق‌ به‌ اتحادیه‌ عرب‌ و شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ شکایت‌ برد. نماینده‌ عراق‌ در سازمان‌ ملل‌ در این‌ باره‌ گفت:

«در حقیقت‌ تاریخ‌ به‌ خوبی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ نه‌ تنها جزایر مذکور – ابوموسی، تنب‌ بزرگ‌ و کوچک‌ – تحت‌ حاکمیت‌ اعراب‌ بوده‌اند، بلکه‌ تسلط‌ اعراب‌ تا جزایر قشم، تنگه‌ هرمز و گاه‌ تا سواحل‌ ایران‌ رسیده‌ است.»

در تشدید این‌ مواضع، دولت‌ عراق‌ خوزستان‌ ایران‌ را «عربستان» و خلیج‌ فارس‌ را «خلیج‌ عربی» و ایران‌ را با هزاران‌ کیلومتر خط‌ ساحلی‌ کشور بیگانه‌ در خلیج‌ عربی‌ خواند. عراق‌ در جلسات‌ اتحادیه‌ عرب‌ پیشنهاد کرد که‌ تمام‌ کشورهای‌ عربی‌ روابط‌ خود را با ایران‌ قطع‌ کنند. همچنین‌ هنگام‌ تاسیس‌ امارات‌ متحده‌ عربی‌ در سال‌ ۱۹۷۱، این‌ کشور را تحت‌ فشار قرار داد که‌ روابط‌ سیاسی‌ خود را تا استرداد جزایر سه‌ گانه‌ با ایران‌ برقرار نکند، در غیر اینصورت‌ عراق‌ از برسمیت‌ شناختن‌ آن‌ کشور خودداری‌ خواهد کرد. دولت‌ عراق‌ در ادامه‌ خصومتهایش‌ در سال‌ ۱۹۷۱ در عملی‌ انتقام‌ جویانه، بیش‌ از هفتاد هزار نفر از ایرانیان‌ مقیم‌ آن‌ کشور را اخراج‌ کرد ونیروهای‌ نظامی‌ آن‌ کشور تحرکاتی‌ را در مرزهای‌ ایران‌ انجام‌ دادند. در پی‌ این‌ تحرکات، در آذر ماه‌ ۱۳۵۰ (۱۹۷۱ م) درگیری‌های‌ مرزی‌ شدیدی‌ با استفاده‌ از سلاحهای‌ سنگین‌ بین‌ طرفین‌ درگرفت‌ که‌ در اثر آن، تعداد زیادی‌ از نیروهای‌ نظامی‌ طرفین‌ کشته‌ و مجروح‌ شدند. متعاقب‌ آن، دولت‌ عراق‌ به‌ شورای‌ امنیت‌ سازمان‌ ملل‌ شکایت‌ برد و نشست‌ فوری‌ شورا را خواستار شد. در پی‌ تقاضای‌ عراق، شورای‌ امنیت‌ تشکیل‌ جلسه‌ داد و پس‌ از استماع‌ نظرات‌ نمایندگان‌ طرفین‌ و نماینده‌ اعزامی‌ دبیر کل‌ به‌ منطقه‌ قطعنامه‌ شماره‌ ۳۴۸ را در هفتم‌ خرداد سال‌ ۱۳۵۳ ش‌ صادر کرد. در این‌ قطعنامه‌ رعایت‌ آتش‌ بس، فرا خوانی‌ نیروها از مرزهای‌ یکدیگر، خودداری‌ از هر گونه‌ اقدامی‌ که‌ موجب‌ تشدید بحران‌ گردد وانجام‌ مذاکره‌ برای‌ رسیدن‌ به‌ توافق‌ کامل‌ خواسته‌ شده‌ بود.

برای‌ اجرای‌ این‌ قطعنامه، وزرای‌ خارجه‌ ایران‌ و عراق‌ در شهریور ۱۳۵۳ ش‌ مذاکراتی‌ را در استانبول‌ ترکیه‌ آغاز کردند. ایران‌ در دور دوم‌ این‌ مذاکرات‌ خواستهایش‌ را مطرح‌ کرد که‌ عبارت‌ بودند از :

عراق‌ تاسیسات‌ نظامی‌ به‌ شوروی‌ ندهد؛

عراق‌ به‌ عناصر مخالف‌ با رژیم‌ ایران‌ پناه‌ ندهد؛

عراق‌ به‌ تبلیغات‌ ضد ایرانی‌ پایان‌ دهد؛

با همکاری‌ ایران‌ به‌ حفظ‌ امنیت‌ خلیج‌ فارس‌ بپردازد.

این‌ چهار اصل‌ در واقع‌ به‌ این‌ معنی‌ بود که: -۱ عراق‌ از اردوگاه‌ شرق‌ خارج‌ شود، -۲ به‌ اقدامهای‌ خود علیه‌ رژیم‌ شاه‌ پایان‌ دهد و -۳ نقش‌ برتر ایران‌ در منطقه‌ خلیج‌ فارس‌ را بپذیرد. درخصوص‌ مسایل‌ مرزی‌ نیز، ایران‌ خواهان‌ انعقاد قرارداد و درمورد اروندرود براساس‌ خط‌ تالوگ‌ بوده‌ و در مقابل‌ دولت‌ عراق‌ نیز ضمن‌ تأکید بر حل‌ مسئله‌ کردستان‌ از خرید تجهیزات‌ نظامی‌ و تقویت‌ نیروهای‌ نظامی‌ ایران‌ ابراز نگرانی‌ می‌کرد. صدام‌ حسین‌ در این‌ مورد گفته‌ بود:

«نیروهای‌ نظامی‌ که‌ ایران‌ اینک‌ برای‌ خود بنیان‌ می‌نهد، با حجم‌ آن‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از دولت‌های‌ منطقه‌ و جزو خانواده‌ جهانی‌ تناسبی‌ ندارد و زاویه‌ مستلزمات‌ دفاع‌ قانونی‌ ملی، هیچگونه‌ دلیل‌ قانع‌ کننده‌ای‌ نیز بر آن‌ مترتب‌ نیست.»

در مورد اروندرود نیز، عراقی‌ها معتقد بودند که‌ خط‌ مرزی‌ ایران‌ و عراق‌ در ساحل‌ ایرانی‌ شط‌ العرب‌ است. اعلام‌ این‌ مسئله‌ به‌ بن‌ بست‌ مذاکرات‌ و قطع‌ موفقیت‌ آن‌ منجر شد؛ در همین‌ مورد، سعدون‌ حمادی، وزیر امور خارجه‌ عراق، گفت:

«مذاکرات‌ چهار روزه‌ با وزیر خارجه‌ ایران‌ – عباسعلی‌ خلعتبری‌ – به‌ هیچ‌ نتیجه‌ای‌ نرسید و کوچکترین‌ موفقیتی‌ بدست‌ نیامد.»

اما این‌ بن‌ بست‌ در مذاکرات‌ دولتین‌ ایران‌ و عراق‌ زیاد طول‌ نکشید و دو کشور در (ششم‌ مارس‌ ۱۹۷۵ م) با میانجیگری‌ هواری‌ بومدین، رهبر فقید الجزایر، و طی‌ ملاقات‌ شاه‌ با صدام‌ حسین، معاون‌ وقت‌ و رئیس‌ جمهوری‌ عراق‌ در جریان‌ کنفرانس‌ سران‌ اوپک‌ ، بیانیه‌ای‌ را امضأ کردند که‌ به‌ بیانیه‌ الجزایر معروف‌ شد. براساس‌ بیانیه، ظاهراً‌ کلیه‌ اختلافات‌ فیمابین‌ حل‌ و فصل‌ گردید و دولت‌ عراق‌ پس‌ از سالها حقوق‌ ایران‌ را در اروندرود به‌ رسمیت‌ شناخت.

واژه های کلیدی: ایران، عراق، جنگ، قطعنامه، دوره عثمانی

فهرست مطالب

اشاره‌   ۱
مقدمه:   ۲
-۱ سوابق‌ تاریخی‌ اولیه‌   ۳
-۲ دوره‌ عثمانی‌ (۱۵۰۰-۱۹۲۲ م)   ۸
-۳ دوره‌ استقلال‌ عراق‌   ۱۰
منابع:   ۳۶

منابع:

(-۱۹۸۹ louis R.mortimer, iraq a country study, washington.(1

2- بنیاد حفظ‌ آثار و ارزشهای‌ دفاع‌ مقدس، استان‌ باختران، ماهنامه‌ شماره‌ ۱، سال، ۱۳۷۷

۳- لوئیس‌ ،ار. مرتامپر، بررسی‌ کشور عراق، ترجمه‌ سید جلیل‌ صالحی، تهران، موسسه‌ انتشارات‌ باغ‌ ابریشم، چاپ‌ اول، ۱۳۷۹

۴- دایرة‌المعارف‌ بریتانیا، صص‌ ۱۶۸۰-۱۶۸۸

– bokder, territorial Disputes, seconed edition, edited by A,AN J DAY ,longmanhouse,5 .1987u.k.

6- اصغر جعفری‌ ولدانی، بررسی‌ تاریخی‌ اختلاف‌ مرزی‌ ایران‌ و عراق‌ (۲)، مجله‌ سیاست‌ خارجی، مهر و آذر ۱۳۶۶

-۱۹۳۵ The league of Nations oficial Journal, Feb. 7

8- وزارت‌ امور خارجه‌ ایران، حقایقی‌ چند درباره‌ اختلاف‌ ایران‌ و عراق‌ راجع‌ به‌ شط‌ العرب، تهران، وزارت‌امور خارجه، ۱۳۴۸

۹- حسین‌ مکی، تاریخ‌ بیست‌ ساله‌ ایران، جلد ۶، تهران، نشر ناشر، ۱۳۶۲

۱۰- علی‌ بیگدلی، تاریخ‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ عراق، تهران، میراث‌ ملل‌ ۱۳۶۸

۱۱- پارسا دوست، منوچهر، زمینه‌های‌ تاریخی‌ اختلاف‌ ایران‌ و عراق، تهران، شرکت‌ سهامی‌ انتشار، ۱۳۶۵

۱۲- جعفری‌ ولدانی، اصغر، اختلافات‌ مرزی‌ ایران‌ و عراق، تهران، دفتر مطالعات‌ سیاسی‌ و بین‌ المللی، ۱۳۶۷

۱۳- ولایتی، علی‌ اکبر، تحلیل‌ سیاسی‌ جنگ‌ تحمیلی‌ عراق‌ علیه‌ ایران، تهران، انتشارات‌ دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی، چاپ‌ اول،  ۱۳۷۶

۱۴- پارسادوست، همان.

۱۵- نجوی‌ ولدانی، همان.

۱۶- روزنامه‌ اطلاعات‌ آذر ماه‌  ۱۳۴۸٫

۱۷- وزارت‌ امور خارجه‌ ایران، همان.

۱۸- پارسادوست، همان.

۱۹- وزارت‌ امور خارجه‌ ایران، تحلیلی‌ بر جنگ‌ تحمیلی‌ عراق‌ بر ایران، تهران. وزارت‌ امور خارجه، ۱۳۶۱٫

اشاره‌

سئوال‌ جدی‌ نسل‌ جوان‌ و اندیشمند جامعة‌ ما درخصوص‌ چگونگی‌ آغاز جنگ‌ ایران‌ و عراق، ما را بر آن‌ داشت‌ تا در سلسله‌ مقالاتی‌ به‌ تحلیل‌ تاریخی‌ و بررسی‌ این‌ واقعة‌ مهم‌ در تاریخ‌ معاصر ایران‌ بپردازیم.


مقدمه:

جنگ‌ ایران‌ وعراق‌ بی‌ شباهت‌ به‌ بسیاری‌ از جنگ‌های‌ نوین، برآیند عوامل‌ و متغیرهای‌ پیچیده‌ و تاریخی، فرهنگی، سیاسی‌ و اعتقادی‌ – ایدئولوژیک‌ است. برخی‌ از این‌ عوامل‌ به‌ اختلافات‌ تاریخی‌ و طولانی‌ بین‌ دو قوم‌ ماد و آشور در عصر باستان‌ و بعدها بین‌ دو فرهنگ‌ و دو ملت‌ عرب‌ و عجم‌ باز می‌گردد و برخی‌ دیگر به‌ تحولات‌ سیاسی، اجتماعی‌ و نظامی‌ در سطوح‌ ملی، منطقه‌ای‌ و بین‌ المللی‌ در مقطع‌ زمانی‌ پیش‌ از جنگ‌ هشت‌ ساله‌ (۱۳۵۹-۱۳۶۷) مربوط‌ می‌شود. شناخت‌ این‌ عوامل‌ – اعم‌ از عینی‌ یا ذهنی- زمینه‌ساز جنگ، به‌ اندازة‌ دستاورد و نتیجة‌ جنگ‌ به‌ عنوان‌ مجموعه‌ای‌ از تصمیمات‌ سیاسی‌ و نظامی‌ و فناوری‌ که‌ در صحنه‌ نبرد واقعی‌ به‌ کار گرفته‌ می‌شوند، مهم‌ است. اساساً‌ شروع‌ جنگی‌ بزرگ‌ و طولانی‌ بدون‌ وجود عوامل‌ تاریخی، فرهنگی‌ و استراتژیک‌ غیر محتمل‌ است. این‌ نوشتار خواهد کوشید، چشم‌ اندازی‌ از تاریخچة‌ اختلافات‌ ایران‌ و عراق‌ از ابتدا تا وقوع‌ “جنگ‌ تحمیلی” در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ (۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ م) را ترسیم‌ کند.

-۱ سوابق‌ تاریخی‌ اولیه‌

به‌ شهادت‌ تاریخ، پیشینة‌ اختلافات‌ بین‌ ایران‌ و عراق‌ به‌ عصر باستان‌ و اختلاف‌ وتنش‌ بین‌ مادها و آشوریها باز می‌گردد. در این‌ دوره، دو جنگ‌ رسمی‌ بین‌ این‌ دو تمدن‌ درگرفت‌ که‌ در جنگ‌ نخست‌ (۷۱۵ ق. م) آشوری‌ها- ساکنان‌ سرزمین‌های‌ شمال‌ عراق‌ – برای‌ اولین‌ بار آشوریها را در سال‌ (۶۱۴-۱۵ ق‌ .م) شکست‌ دادند و گسترة‌ قلمرو خود را وسعت‌ بخشیدند. در دوره‌ هخامنشیان‌ نیز، کوروش‌ در سال‌ ۵۳۸ ق.م‌ با تصرف‌ بابل، – جنوب‌ و مرکز عراق‌ فعلی‌ – حکومت‌ بین‌النهرین‌ را منقرض‌ کرد و تمام‌ غرب‌ آسیا از جمله‌ سرتاسر سرزمین‌ عراق‌ فعلی‌ را به‌ قلمرو ایران‌ ضمیمه‌ نمود. این‌ مناطق‌ تا زمان‌ حملة‌ اسکندر مقدونی‌ (۳۳۵ ق‌ .م) جزو قلمرو ایران‌ باقی‌ ماند.

در زمان‌ اشکانیان‌ و پارت‌ها نیز، بابل‌ بار دیگر به‌ تصرف‌ پادشاهان‌ اشکانی‌ درآمد و اکثر سرزمین‌های‌ از دست‌ رفته‌ در غرب‌ ایران‌ که‌ به‌ تصرف‌ اسکندر در آمده‌ بود، به‌ سرزمین‌ ایران‌ آن‌ زمان‌ پیوست. پادشاهان‌ اشکانی‌ تا سال‌ (۱۱۶٫م)- زمان‌ حمله‌ روم- بر بین‌النهرین، تیسفون‌ و سلوکیه‌ حکمرانی‌ داشتند؛ حتی‌ فرهاد سوم، پادشاه‌ اشکانی، در سال‌ ۶۴ ق‌ .م‌ بابل‌ را پایتخت‌ دوم‌ اشکانیان‌ قرار داد.

در عصر ساسانیان، رقابت‌ دو امپراطوری‌ ایران‌ و روم‌ بر سر سرزمین‌های‌ غرب‌ آسیا شدت‌ یافت. سرانجام‌ شاپور اول، پادشاه‌ ساسانی، در سال‌ ۲۶۰ م‌ رومیان‌ را شکست‌ داد و شخص‌ امپراطور – والرین‌ – را اسیر کرد و به‌ جندی‌ شاپور برد. به‌ دنبال‌ این‌ پیروزی، بار دیگر قلمرو ایران‌ به‌ تمام‌ سرزمینهای‌ غرب‌ آسیا گسترش‌ یافت‌ و تیسفون‌ (مداین) به‌ عنوان‌ پایتخت‌ رسمی‌ زمستانی‌ ساسانیان، به‌ مدت‌ چهار قرن‌ (۲۶۰-۶۳۷ م) پایتخت‌ رسمی‌ ساسانیان‌ باقی‌ ماند. این‌ وضع‌ تا ظهور اسلام‌ ادامه‌ داشت‌ و ایرانیان‌ بر بین‌النهرین‌ حاکمیت‌ مطلق‌ داشتند.(۱)

با ظهور اسلام‌ و در دوران‌ خلفای‌ راشدین‌ – ۱۱-۴۱ ق‌ (۶۳۲-۶۶۰ م) – بویژه‌ در دورة‌ خلیفة‌ دوم‌ که‌ حکومت‌ اسلامی‌ در عربستان‌ (مکه‌ و مدینه) تثبیت‌ شده‌ بود، اعراب‌ مسلمان‌ به‌ سوی‌ ایران‌ حمله‌ ور شدند و با شکست‌ ارتش‌ نیرومند ایران، به‌ فرماندهی‌ رستم‌ فرخزاد، در جنگ‌ قادسیه، و انقراض‌  سلسلة‌ ساسانی، به‌ سمت‌ آسیای‌ مرکزی‌ پیش‌ رفتند. با شهادت‌ حضرت‌ علی‌ (ع) در سال‌ ۴۱٫ ق، امویان‌ قدرت‌ خود را از شام‌ (سوریه‌ فعلی) به‌ سراسر دنیای‌ اسلام‌ آن‌ زمان‌ گسترش‌ دادند و حدود یک‌ قرن‌ (۴۱-۱۳۶ ق) بر آن‌ حکم‌ راندند. اما انحراف‌ روز افزون‌ خلفای‌ اموی‌ از اسلام‌ راستین‌ سبب‌ شد که‌ ایرانیان‌ به‌ طرفداری‌ از آل‌ علی‌ (ع) که‌ در تمام‌ دوره‌ اموی‌ به‌ شدت‌ مورد بی‌ مهری‌ قرار داشتند،به‌ فرماندهی‌ ابومسلم‌ خراسانی‌ در سال‌ ۱۳۲ ق‌ (۷۴۷ م) علیه‌ سلطة‌ اموی‌ قیام‌ کنند و پس‌ از حدود سه‌ سال‌ جنگ، در سال‌ ۱۳۶ ق‌ (۷۵۰ م)، حکومت‌ امویان‌ را منقرض‌ کرده‌ و عباسیان‌ را به‌ جای‌ آنها به‌ خلافت‌ بنشانند. عباسیان‌ مرکز خلافت‌ را از دمشق‌ (شام) به‌ بغداد که‌ کاملاً‌ تحت‌ نفوذ و سلطه‌ ایرانیان‌ قرار داشت، انتقال‌ دادند. در این‌ دوره، امور حکومتی‌ خلفای‌ عباسی‌ را به‌ تمامی‌ توسط‌ ایرانیان‌ اداره‌ می‌شد و حکومت‌های‌ منطقه‌ای‌ ایران، اختیارات‌ فوق‌ العاده‌ای‌ در حکومت‌ اسلامی‌ داشتند. در تمام‌ این‌ دورة‌ حدوداً‌ ۵۰۵ ساله، خلیفه‌ تنها خلافت‌ می‌کرد و ایرانیان‌ حکومت‌ می‌کردند و تمام‌ خلفای‌ عباسی‌ نیز تقریباً‌ دست‌ نشاندة‌ ایرانیان‌ بودند.(۲)

در این‌ دوره، آمیختگی‌ دو فرهنگ‌ ایرانی‌ و اسلامی، سبب‌ پیشرفت‌ علوم، فرهنگ‌ و تمدن‌ شد و تمدن‌ اسلامی‌ به‌ اعلأ درجه‌ خود رسید. در این‌ زمان‌ بغداد پس‌ از قسطنطنیه‌ (استانبول) بزرگترین‌ شهر جهان‌ محسوب‌ می‌شد. با مرگ‌ هارون‌رشید اختلاف‌ بر سر خلافت‌ بین‌ دو پسرش، امین‌ ومأمون، بالا گرفت. مردم‌ عراق‌ از امین‌ و ایرانیان‌ از مأمون‌ حمایت‌ می‌کردند. مأمون‌ به‌ کمک‌ ایرانیان‌ و سردار ایرانی، طاهر ذوالیمینین، به‌ بغداد لشکر کشید و با شکست‌ امین‌ و  بدست‌ گرفتن‌ خلافت، پایتخت‌ را از بغداد به‌ مرو انتقال‌ داد. وی‌ با هدف‌ جلب‌ پشتیبانی‌ شیعیان‌ ایران‌ و عراق، امام‌ رضا(ع) را از مدینه‌ به‌ مرو آورد و ولایتعهدی‌ خود را به‌ وی‌ تحمیل‌ کرد. اما مدتی‌ بعد هنگامی‌ که‌ از مرو عازم‌ بغداد بود، از ترس‌ گسترش‌ دامنة‌ نفوذ امام، ایشان‌ را در بین‌ راه‌ خراسان‌ در محله‌ای‌ بنام‌ طوس‌ با زهر مسموم‌ کرد و به‌ شهادت‌ رساند. مأمون‌ با انتقال‌ پایتخت‌ از مرو به‌ بغداد، به‌ قلع‌ و قمع‌ کارگزاران‌ ایرانی‌ در دستگاه‌ حکومتی‌ خود پرداخت: در پی‌ این‌ اقدامات‌ مأمون، ایرانیان‌ بتدریج‌ نسبت‌ به‌ خلافت‌ عباسی‌ دلسرد شدند و به‌ قیام‌ علیه‌ آن‌ دست‌ زدند. از مهمترین‌ این‌ قیامها می‌توان‌ به‌ قیام‌ طاهریان، صفاریان‌ و سامانیان‌ اشاره‌ کرد. در ادامة‌ این‌ قیامها، سرانجام‌ ایرانیان‌ شیعه‌ ساکن‌ در دیلمان‌ علیة‌ خلیفه‌ عباسی‌ شوریدند و بغداد را به‌ تصرف‌ در آوردند، اما به‌ خلیفه‌ اجازه‌ دادند که‌ همچنان‌ بر مسند خود باقی‌ بماند. به‌ این‌ ترتیب، بار دیگر خلافت‌ اسلامی‌ تحت‌ نفوذ ایرانیان‌ ق-رار گ-رفت.

در زمان‌ سلطنت‌ سلجوقیان‌ نیز طغرل‌ پس‌ از تصرف‌ بغداد اجازه‌ داد که‌ خلیفه‌ بصورت‌ دست‌ نشانده‌ بر خلافت‌ باقی‌ بماند و خلیفه‌ نیز در عوض‌ او را «شاه‌ شرق» لقب‌ داد. سلجوقیان‌ که‌ به‌ امور مملکت‌ داری‌ آشنایی‌ چندانی‌ نداشتند، متوسل‌ به‌ دانشمندان‌ ایرانی‌ شدند تا حکومت‌ خود را قوام‌ و دوام‌ بخشند. این‌ امر موجب‌ قدرت‌گیری‌ مجدد ایرانیان‌ در امور خلافت‌ و نیز زمینه‌ ساز تجدید حیات‌ علمی‌ و ادبی‌ ایران‌ و عراق‌ گردید. در این‌ دوره‌ با تلاش‌ و کیاست‌ وزیر کاردان‌ ایرانی، خواجه‌ نظام‌الملک‌ طوسی، عمر خیام‌ نیشابوری، ریاضی‌دان‌ و شاعر ایرانی، تقویم‌ جلالی‌ را تنظیم‌ کرد و امام‌ محمد غزالی‌طوسی‌ به‌ بغداد دعوت‌ شد و به‌ آموزش‌ علوم‌ اسلامی‌ پرداخت. در پی‌ آن، مدارس‌ دینی‌ فراوانی‌ در بغداد ساخته‌ شد. این‌ وضع‌ کم‌ و بیش‌ تا انقراض‌ حکومت‌ سلجوقی‌ و حمله‌ مغول‌ و پس‌ از آن‌ حمله‌ تاتارها و تیمور لنگ‌ از اتابکان‌ سمرقند ادامه‌ داشت. تیمور در سال‌ ۱۴۰۱ م‌ با اشغال‌ بغداد، مردم‌ آن‌ دیار را قتل‌ عام‌ کرد و تمام‌ آثار و ابنیه‌ اسلامی‌ را به‌ همراه‌ صدها شهر به‌ ویرانه‌ تبدیل‌ کرد.(۳)

-۲ دوره‌ عثمانی‌ (۱۵۰۰-۱۹۲۲ م)

 

30,000 ریال – خرید

جهت دریافت و خرید متن کامل مقاله و تحقیق و پایان نامه مربوطه بر روی گزینه خرید انتهای هر تحقیق و پروژه کلیک نمائید و پس از وارد نمودن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت های عضو شتاب قادر به پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت آنلاین به صورت خودکار  لینک دنلود مقاله و پایان نامه مربوطه فعال گردیده که قادر به دنلود فایل کامل آن می باشد .

مطالب پیشنهادی:
  • مقاله جنگ شناسی یا پولمولوژی با جامعه شناسی جنگ
  • برچسب ها : , , , , , , ,
    برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

    به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید

    جستجو پیشرفته

    پیوندها

    دسته‌ها

    آخرین بروز رسانی

      یکشنبه, ۲۶ آذر , ۱۳۹۶
    اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
    wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط digitaliran.ir صورت گرفته است
    تمامی حقوق برایbankmaghaleh.irمحفوظ می باشد.