پایان نامه نظریه صدق منطق دانان مسلمان

تحقیق و پروژه و پایان نامه و مقاله دانشجویی

عنوان :

پایان نامه نظریه صدق منطق دانان مسلمان

تعداد صفحات : ۱۶۰

نوع فایل : ورد و قابل ویرایش

چکیده

ما در این رساله به بحث مسأله صدق و بیان ماهیت و ملاک آن از دیدگاه منطق دانان مسلمان و حتی منطق دانان غربی می پردازیم و هر کدام را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم.

نظریه هایی که در این رساله به بررسی آنها می پردازیم: عبارتند از: نظریه مطابقت،  نظریه هماهنگی یا (سازگاری) ، نظریه عمل گرایانه ، نظریه زیادتی ، نظریه غیر توصیفی ، نظریه سمانتیکی صدق

این رساله در ۳ فصل طراحی شده است. در فصل اول شامل سه بخش مقدمه و کلیات و معانی حق و صدق نزد حکمای اسلامی، پیشینة تاریخی نظریه مطابقت صدق، آیا نظریه مطابقت تعریف صدق است یا ملاک آن می

باشد. فصل دوم تئوری صدق از نظر منطق دانان غربی را در شش بخش نظریه مطابقت،  نظریه هماهنگی یا(سازگاری) ، نظریه عمل گرایانه ، نظریه زیادتی ، نظریه غیر توصیفی ، نظریه سمانتیکی صدق توضیح می دهد.

فصل سوم نظریه مطابقت صدق از نظر فیلسوفان و منطق دانان مسلمان را در هفت بخش آیا مطابقت مربوط به علوم حضوری است یا حصولی، نظریه مطابقت به عنوان روش صدق در تصورات یا تصدیقات، رابطه خبر با صدق و کذب، مناط صدق و کذب قضایا، معانی نفس الامر، مطابقت در مباحث وجود ذهنی و نظریه مطابقت از دیدگاه برخی از فیلسوفان مسلمان را بیان می کند.

نظریه مطابقت قدیمی ترین و رایج ترین نظریه در مورد صدق است ارسطو و پیروان او از حکمای اسلامی بر این نظریه اعتقاد دارند گرچه چنین عنوانی در آثار ارسطو دیده نمی شود. همچنین برخی از فلاسفه معاصر غرب از جمله ویتگنشتاین و راسل و تارسکی و کریپکی از طرف داران این نظریه به حساب می آیند. خلاصه نظریه مطابقت این است که صدق یعنی مطابق بودن یک حکم یا قضیه با عالم واقع.

به عبارت دیگر «نظریه مطابقت می گوید که یک قضیه صادق است زمانی که آن مطابق با واقعیات باشد و در اینجا رابطه بین قضیه ها و مسائل بصورتی که در جهان هستند می باشد.»

همانطوریکه از تعریف این تئوری بر می آید. این نظریه بر دو اصل استوار است اول این که واقعیتی هست و ثانیاً ذهن ما قادر به کشف واقعیت است. به بیان دیگر خاستگاه این تئوری رئالیسم است. لذا رئالیست های افراطی و تجربی مسلک یعنی پوزیتویست های منطقی چون راسل از این نظریه دفاع می‌کنند ولی ایدئالیست هایی مثل کانت مخالف این تئوری هستند.

واژه های کلیدی: صدق ، حق،  منطق دانان مسلمان ، فیلسوفان غربی ، نظریه مطابقت،  نظریه هماهنگی یا (سازگاری) ، نظریه عمل گرایانه ، نظریه زیادتی ، نظریه غیر توصیفی ، نظریه سمانتیکی صدق

فهرست مطالب

فصل اول : مقدمه و پیشینه تاریخی
بخش اول : مقدمه و کلیات و معانی حق و صدق نزد حکمای اسلامی
۱-۱-    مقدمه     ۳
۱-۲-    تعریف مسأله     ۳
۱-۳-    سوالهای اصلی تحقیق     ۴
۱-۴-    فرضیه‌های تحقیق     ۴
۱-۵-    هدف‌های تحقیق     ۴
۱-۶-    روش تحقیق     ۴
۱-۷-    سابقه تحقیق     ۵
۱-۸-    معانی حق و صدق نزد حکمای اسلامی     ۵
۱-۹-    تمایز حق و صدق     ۶
۱-۹-۱- رای مشهور حکمای اسلامی     ۶
۱-۹-۲- نظریه برخی از فیلسوفان غربی     ۷
۱-۹-۳- نظریه شهید مطهری     ۸
بخش دوم : پیشینة تاریخی نظریه مطابقت صدق
۲-۱- سابقه نظریه مطابقت در یونان     ۱۰
۲-۱-۱- مطابقت از نظر افلاطون     ۱۰
۲-۱-۲- نظریه مطابقت از دیدگاه ارسطو     ۱۲
۲-۱-۳- نظریه مطابقت از نظر فارابی     ۱۴
۲-۱-۴- نظریه مطابقت از دیدگاه ابن سینا     ۱۵
۲-۱-۵- نظریه مطابقت از دیدگاه سهروردی     ۱۶
بخش سوم : آیا نظریه مطابقت تعریف صدق است یا ملاک آن
۳-۱- تمایز تعریف صدق و ملاک صدق     ۱۹
۳-۲- دیدگاه برخی از فلاسفه اسلامی     ۲۰
۳-۳- دیدگاه برخی از فلاسفه غربی     ۲۱
۳-۴- نقد و بررسی     ۲۱
فصل دوم : تئوری صدق از نظر منطق دانان غربی
بخش اول : نظریه مطابقت
۱-۱-    توضیح نظریه مطابقت     ۲۵
۱-۱-۱-    نظریه مطابقت در نظر منطق دانان جدید غرب     ۲۵
۱-۱-۲-    مطابقت و اتمیسم منطقی     ۲۵
۱-۱-۳-    اشکالات نظریه مطابقت     ۲۹
بخش دوم : تئوری هماهنگی
۲-۱- تئوری هماهنگی یا سازگاری     ۳۵
۲-۲- اصل ارتباط درونی     ۳۶
۲-۳- درجات صدق     ۳۷
۲-۴- ایرادات نظریه هماهنگی     ۳۸
بخش سوم : تئوری عمل گرایانه
۳-۱- تئوری عمل گرایانه     ۳۷
۳-۲- نظریه شیلر     ۴۴
۳-۳- نقد و بررسی این نظریه     ۴۵
بخش چهارم : تئوری زیادتی صدق
۴-۱- تئوری زیادتی صدق     ۴۹
۴-۲- اشکالات نظریه زیادتی صدق     ۵۰
بخش پنجم : نظریه غیر توصیفی صدق     ۵۳
۵-۱- نظریه غیر توصیفی صدق     ۵۳
۵-۲- اشکالات نظریه غیر توصیفی صدق     ۵۶
بخش ششم : نظریه سمانتیکی صدق تارسکی
۶-۱- تبیین نظریه سمانتیکی تارسکی     ۵۶
۶-۱-۱- مفهوم صدق به عنوان موضوع نظریه معنا شناختی تارسکی     ۵۸
۶-۱-۲- تعریف صدق در نظریه معناشناسی تارسکی     ۶۳
فصل سوم : نظریه مطابقت صدق از نظر فیلسوفان و منطق دانان مسلمان
بخش اول : آیا مطابقت مربوط به علوم حضوری است یا حصولی
۱-۱-    تعریف علم حضوری وحصولی     ۷۹
۱-۲-    رابطه مطابقت با علم حضوری و حصولی     ۸۱
۱-۳-    راهیابی خطا در علم حضوری     ۸۳
بخش دوم : نظریه مطابقت به عنوان روش صدق در تصورات یا تصدیقات     ۸۵
بخش سوم : رابطه خبر با صدق و کذب
۳-۱- تحلیلی که صدق و کذب پذیری را تعریف قضیه می‌داند     ۹۱
۳-۲- تحلیلی که صدق و کذب پذیری را ملاک تمایز قضیه می‌داند     ۹۲
۳-۳- اشکال پارادکس دروغگو بر هر دو تحلیل     ۹۴
بخش چهارم : مناط صدق و کذب قضایا
۴-۱- بررسی اجمالی اختلاف حکما در تقسیم قضایا     ۹۷
۴-۲- صدق و کذب در انواع قضایا     ۱۰۱
۴-۲-۱- قضایای خارجیه     ۱۰۱
۴-۲-۲- قضایای ذهنیه     ۱۰۱
۴-۲-۳- قضایای حقیقیه     ۱۰۶
بخش پنجم : معانی نفس الامر     ۱۰۵
۵-۱- نفس الامر به معنای عالم امر و عقول مجرده     ۱۰۶
۵-۲- نفس الامر به معنی فی نفسه     ۱۰۸
۵-۳- نفس الامر به معنای عالم ثبوت اشیاء     ۱۰۹
۵-۴- نقد و بررسی معانی ذکر شده از نفس الامر     ۱۱۰
بخش ششم : مطابقت در مباحث وجود ذهنی
۶-۱- مطابقت در مباحث وجود ذهنی     ۱۱۳
۶-۱-۱- اهمیت بحث وجود ذهنی     ۱۱۳
۶-۱-۲- تاریخچه وجود ذهنی     ۱۱۳
۶-۱-۳- تبیین نظریه وجود ذهنی     ۱۱۴
۶-۱-۴- آیا انحفاظ ماهیت از لوازم نظریه مطابقت است یا از مبنای آن     ۱۱۸
بخش هفتم : نظریه مطابقت از دیدگاه برخی از فیلسوفان مسلمان
۷-۱- نظریه ملاصدرا درباره مطابقت     ۱۲۳
۷-۲- حکیم سبزواری     ۱۲۵
۷-۳- علامه طباطبایی     ۱۲۶
۷-۴- شهید مطهری     ۱۳۸
۷-۵- استاد مصباح یزدی     ۱۴۴
۷-۶- جمع بندی و نتیجه گیری     ۱۴۸

منابع و ماخذ

آشتیانی، سید جلال الدین، شرح حال و آرای فلسفی ملاصدرا – مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم، تهران، بهار ۱۳۷۸

آیر، زبان حقیقت و منطق، ترجمه منوچهر بزرگمهر، انتشارات علمی دانشگاه صنعتی

ابراهیمی دینانی، غلامحسین، شعاع اندیشه و شهود، انتشارات حکمت چاپ پنجم ۱۳۷۹

ابراهیمی دینانی، قواعد کلی فلسفه در فلسفه اسلامی، مؤسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی، تهران ۱۳۷۲

ابن سینا، حسین ابن عبدا…، الاشارات و التنبیهات مع شرح للمحقق نصیرالدین طوسی و شرح الشرح قطب رازی، نشرالبلاغه، قم

ابن سینا، حسین ابن عبدا…، الالهیات من کتاب الشفاء، منشورات مکتبه آیه اله المرعشی النجفی، قم المقدسه، ایران ۱۴۰۴ ق

ابن سینا، حسین ابن عبدا…، المبدأ و المعاد، باهتمام عبدالله نورانی، موسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل با همکاری دانشگاه تهران، ۱۳۶۳

ارسطو، متافیزیک، ترجمه از یونانی توسط دکتر شرف الدین خراسانی، نشر گفتار تهران ۱۳۶۷

اسکفلر، اسرائیل، چهار پراگماتسیت، ترجمه محسن حکیمی، نشر مرکز

افلاطون، دوره آثار، ترجمه محمد حسین لطفی، چاپ سوم، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۶۷

پوپر، کارل ریموند، حدسها و ابطالها، ترجمه احمد آرام، مجله تحقیقات اسلامی

پوپر، کارل ریموند، جامعه باز و دشمنانش، ترجمه عزت الله فولادوند، چ چهارم

پوپر، کارل ریموند، جستجوی ناتمام، ترجمه دکتر ایرج علی آبادی، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول ۱۳۶۹

تفتازانی، سعدالدین، شرح المقاصد، تحقیق دکتر عبدالرحمن عمیر (قم انتشارات الرضی، ج ۱، ۱۳۷۱ ه‍ ش

تفتازانی، سعد الدین، االمطول، فی شرح تلخیص المفتاح (مصححی عثمان افندی زاده، احمد رفعت) ترکیه ۱۳۳۰

جوادی آملی،‌ عبدالله،‌رحیق مختوم شرح حکمت متعالیه بخش چهارم از ج اول و بخش دوم از ج اول مرکز نشر اسراء، ۱۳۷۵ ه‍ ش. قم،‌ بهمن ۱۳۷۰،‌چاپ اول

جوادی آملی، عبدالله، شناخت شناسی در قران، ناشر : مرکز مدیریت حوزه علمیه.

جوادی، محسن، باید و هست، مرکز انتشارات تبلیغات اسلامی، حوزه علمیه قم، تهران۱۳۷۵٫

دشتکی، صدرالدین، رساله فی شبهه جذر الاصم، تصحیح احد فرامرز قراملکی، خردنامه صدرا، شماره پنجم و ششم پائیز و زمستان ۱۳۷۵٫

دکارت، رنه تأملات در فلسفه اولی، ترجمه احمد احمدی، مرکز نشر دانشگاهی تهران ۱۳۶۹٫

دورانی، جلال الدین، نهایه الکلام فی حل شبهه کل کلامی کاذب تصحیح و مقدمه احد فرامرز قراملکی، نامه مفید، شماره پنجم بهار ۱۳۷۵٫

راسل،‌ برتراند، مسائل فلسفه، ترجمه منوچهر بزرگمهر، موسسه انتشارات علمی دانشگاه صنعتی.

سبزواری، ملاهادی، شرح المنظومه، موسسه انتشارات دارالعلم قم، چاپ پنجم، زمستان ۱۳۶۶ ق بخش منطق و حکمت.

۱- مقدمه و کلیات

۱-۱ مقدمه

فلسفه شناخت واقعیت است که به وسیله فاعل شناسایی (ذهن) صورت می‌گیرد و در قالب عناصر زبانی (الفاظ) بیان می شود. بنابراین در پدیده شناخت سه عامل هستی، فاعل شناسایی و زبان نقش اساسی دارند.

اما در فلسفه معاصر بیشتر به رابطه این سه عامل مهم پرداخته اند و از مباحثی که مربوط به رابطه هستی و فاعل شناسایی هستند به معرفت شناسی[۱] تعبیر کرده اند و از مباحث مربوط به رابطه فاعل شناسایی و زبان به معناداری[۲] و بالاخره از مباحث مربوط به رابطه هستی و زبان به صدق[۳] تعبیر می کنند.

مباحث معرفت شناختی و معناداری و صدق هر کدام حوزه خاصی در فلسفه معاصر را به خود اختصاص می دهند اما مباحث معناداری و به تبع آن بحث اعتبار و استدلال و صدق از مهمترین مسائل فلسفه منطق به شمار می‌آیند.

۱-۲ تعریف مسأله

ما در این رساله به بحث اخیر یعنی مسأله صدق و بیان ماهیت و ملاک آن از دیدگاه منطق دانان مسلمان و حتی منطق دانان غربی می پردازیم و هر کدام را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم.

نظریه هایی که در این رساله به بررسی آنها می پردازیم: عبارتند از:

۱- نظریه مطابقت  The correspondence theory of truth

2- نظریه هماهنگی یا (سازگاری) The coherence theory of truth

3- نظریه عمل گرایانه The pragmatic theory of truth

4- نظریه زیادتی The redundancy theory of truth

5- نظریه غیر توصیفی The Non-Descriptive theory of truth

6- نظریه سمانتیکی صدق Semantic theory of truth

 ۱-۳ سئوال های اصلی تحقیق

۱- کدام یک از نظریه های صدق نزد منطق دانان و فیلسوفان مسلمان رایج بوده است.

۲- رابطه نظریه های صدق با نظریه وجود ذهنی در فلسفه اسلامی چیست؟

۳- فیلسوفان اسلامی علاوه بر بحث وجود ذهنی در چه مباحثی به نظریه‌های صدق پرداخته اند.

۴- آیا نظریه مطابقت برای ملاک صدق کافی است؟

۵- موضوع یا متعلق با لذات صدق و کذب در نزد منطق دانان مسلمان چه چیزی است؟

۶- آیا تنها قضایای اخباری متعلق صدق و کذب قرار می گیرند یا اموری دیگری هم هستند که قابل ارزش گذاری هستند. اگر اموری هم به صدق و کذب متصف می شوند این اتصاف بالذات است یا بالعرض؟

۷- مشکلات نظریه مطابقت و دیگر نظریه های صدق کدامند؟

۱-۴- فرضیه های تحقیق

۱- نظریه مطابقت رایج ترین نظریه نزد منطق دانان و فیلسوفان مسلمان بوده است.

۲- نظریه مطابقت صدق به تنهایی به عنوان ملاک صدق قضایا کافی نیست.

۳- نظریه مطابقت از مبانی نظریه وجود ذهنی در فلسفه اسلامی است.

۴- فیلسوفان اسلامی در بحث علم و عالم و معلوم اجمالاً به این بحث پرداخته اند.

۱-۵ هدف های تحقیق:

۱- استخراج دیدگاههای منطق دانان و فیلسوفان مسلمان در مورد نظریه‌های صدق

۲- تطبیق نظریه های صدق در منطق اسلامی و غربی

۳- انجام یک کار پژوهشی مستقل در باب نظریه های صدق

۱-۶ روش تحقیق

در این رساله به دلیل تئوریک بودن آن سعی شده است پس از جمع آوری نظریات صدق به تحلیل و نقد و بررسی آنها پرداخته و دیدگاههای مختلف را تا حدودی مقایسه نماییم و در مواردی پیامدهای فلسفی ـ منطقی هر دیدگاه را بیان کنیم و لذا روش ما عمدتاً تحلیلی، تطبیقی و توصیفی است.

 ۱-۷ سابقه تحقیق:

۱- در مورد نظریه های صدق در فرهنگ فلسفی و منطقی ما کار مستقلی انجام نشده است.

۲- بسیاری از کارهای انجام شده در این مسأله توسط منطق دانان غربی بوده به ویژه در کتابهای فلسفه منطق بطور مجزا به آن پرداخته اند.

۳- به نظر می رسد یک کار پژوهشی مستقل جهت مقایسه نظریه های صدق در منطق اسلامی و غربی انجام نشده و لذا چنین پژوهشی از اهمیت خاصی برخوردار است.

معانی حق و صدق

۱-۸ معانی حق و صدق نزد حکمای اسلامی

کلمه حق دارای معانی گوناگون است و استعمالهای متفاوتی دارد یعنی حق به صورت اشتراک لفظی و یا به حقیقت و مجاز و یا آنچنانکه ظاهر است به اشتراک معنوی بر مصادیقی حمل می شود[۴] بیان معانی حق در اغلب کتب فلسفی حکمای اسلامی آمده است این مضمون در کتاب الهیات شفاء، شرح اشارات نمط چهارم و همین طور کتاب مشارع و مطارحات شیخ اشراق چنین آمده است «و اما الحق فقد یعنی به الوجود فی الاعیان مطلقاً فحقیّه کل شیء نحو وجوده العینی و قد یعنی به الوجود الدائم و قد یعنی به الواجب لذاته و قد یفهم عنه حال القول و العقد من حیث مطابقتهما لما هو واقع فی الاعیان فیقال: هذا قول حق، هذا اعتقاد حق و هذا الاعتبار من مفهوم الحق هو الصادق، فهو الصادق باعتبار نسبته إلی الامر، و حق باعتبار نسبته الامر الیه و قد اخطاء من توهم أن الحقیه عباره عن نسبه الامر فی نفسه إلی القول او العقد و الصدق نسبتهما الی الامر فی نفسه فإن التفرقه بینهما بهذا الوجه فیها تعسف و احق الاقاویل ما کان صدقه دائماً و احق من ذلک ما کان صدقه اولیاً و الاول الاقاویل الحقه الاولیه التی انکاره مبنی کل سفسطه هو القول بانه لا واسطه بین الایجاب والسلب»[۵]

معنای اول حق هر موجود خارجی است اعم از آنکه دائمی و یا غیر دائمی باشد. معنای دوم وجود دائمی است. حق در این معنا شامل موجودات غیر دائمی که زائل می شوند مانند حرارت مادی نمی شود.

معنای سوم آن موجود دائمی است که ازلی نیز می باشد در این معنا حق فقط به واجب الوجود بالذات اطلاق می شود که ازلی است و بطلان در آن راه ندارد معنای چهارم حق عبارت است از عقد یعنی قضیه ذهنی و یا قول یعنی قضیه لفظی، در صورتی که واقع مطابق آن باشد حق نامیده می شود.

نحوه اطلاق حق بر قضیه در کتاب رحیق مختوم چنین آمده است.

قول اول اطلاق حق بر قضیه از باب وصف به حال متعلق موصوف است به این بیان  که حق به معنای موجود خارجی است و به قضیه از آن جهت که محکی و مخبر عنه آن است حق اطلاق می شود صدر المتألهین این قول را خالی از تعسف و تکلّف نمی داند زیرا آنگاه که گفته می شود فلان قضیه حق است. بدون عنایت و مجاز، حق بر قضیه که مطابق خارج است اطلاق می گردد یعنی وصف قضیه ای که واقع مطابق اوست.

قول دوم مختار علامه طباطبائی است و آن قول این است که حق صفت موجود خارجی است ولیکن از جهت مطابقتی که بین قضیه با آن هست، تطابق واسطه در ثبوت حقیقت برای قضیه می شود. یعنی حق وصف قضیه است حقیقتاً به وساطت واقع.

و قول سوم همان قول رایج است که اطلاق حق بر قضیه از باب وصف به حال موصوف است بدون آنکه نیازمند به واسطه در ثبوت باشد به این بیان که قضیه که مطابق خارج باشد حق است چه اینکه صدق وصف قضیه است به لحاظ انطباق با واقع.[۶]

به نظر می رسد که در این سه قول، قول علامه ارجح باشد چون حقانیت و واقعیت از آن موجود خارجی است حق بودن قضیه به تبع و وساطت آن موجود خارجی است.

۱-۹- تمایز حق و صدق

در خصوص تمایز حق و صدق نیز چند قول مذکور است.

۱-۹-۱- رأی مشهور حکمای اسلامی:‌ که قائلند اگر قضیه مطابِق با واقع باشد و واقع مطابَق با آن در این صورت به قضیه صدق اطلاق می شود‌. «… انه (الحق) صادق فیما احسب باعتبار نسبته إلی الامور و حق باعتبار نسبه الامر إلیه»[۷] اما اگر واقعیت عینی با قول مطابق باشد یعنی واقع مطابِق و قول مطابِق باشد و به قول و قضیه حق اطلاق می شود.

۱-۹-۲- نظریه شیخ اشراق: شیخ اشراق با این نحو تمایز قائل شدن بین حق و صدق مخالف است و معتقد است که حق و صدق به یک معنا است و یکی است. عین عبارت او چنین است «و قد قیل أن الحقیّه تقال لنسبه الامر فی نفسه الی القول او العقد والصدق لنسبه القول او العقد إلی الامر فی نفسه. و کأن هذا الفرق فیه تعسف ما: فانه اذا قیل «قول حق» و «قول صادق» فی کلیهما لایراد الا مطابقه ذالک القول للامر الحارج، ثم لابد من المطابقه من ذالک الجانب الاخر»[۸]بنابراین او معتقد است که بین حق و صدق تفاوتی وجود ندارد وقتی که گفته می شود. این قول حق است و آن قول صدق، جز مطابقت آنها با یک واقعیت عینی چیز دیگر در نظر گرفته نمی شود و شکی نیست که وقتی قول حق و یا قول صدق با واقعیت عینی مطابقت داشته باشد ناچار واقعیت عینی نیز با قول حق یا قول صدق مطابقت خواهد داشت.

نقد و بررسی: به نظر می رسد که شیخ اشراق تصور کرده تمایزی که مشهور بین حق و صدق قائلند تمایز حقیقی است در حالیکه مراد از این تمایز اعتباری است یعنی وقتی که گفته می شود اگر قول با واقع مطابق باشد. صدق و اگر واقع با قول مطابق باشد به قول حق اطلاق می شود منظورشان این نیست که ممکن است قول با واقع مطابق باشد و واقع عینی مطابق با قول نباشد بلکه منظور این است که این دو تنها بالاعتبار با هم متفاوت هستند و حقیقتاً یکی هستند.

۱-۹-۳- نظریه برخی از فیلسوفان غربی:برخی از فیلسوفان غربی بین حق و صدق تفاوت قائل شده اند پل فولکیه معتقد است که معمولاً صدق در مقابل کذب به کار می رود نه خطا و دروغگو کسی نیست که حتماً غلطی را گفته باشد بلکه دروغگو کسی است که امری را خود یقین دارد نادرست است درست می نمایاند. بنابراین میان صدق و حقیقت ارتباط ضروری وجود ندارد و همچنین میان کذب و خطا و در نتیجه شهادت گواهی که در بند صداقت است ممکن است خطا و ناصواب باشد و شهادت دروغگوئی ممکن است مقرون به حقیقت و صواب.[۹]

نقد و بررسی:‌ به نظر می رسد که بر این نظریه نیز این اشکال وارد باشد که بین صدق اخلاقی و منطقی تمایز قائل نشده است بنابراین شهادت دروغگو اگر مقرون به حقیقت باشد حقیقتاً صدق است هر چند خود وی صدق اخلاقی نداشته باشد یعنی امری را بگوید که خودش به آن اعتقادی نداشته باشد حاصل سخن اینکه صدق و کذب در تعریف حقیقت، صفت قول است نه گوینده قول یعنی ما به دروغگو یا راستگو بودن گوینده قول کاری نداریم.

۱-۹-۴- نظر شهید مطهری: شهید مطهری معتقدند که بین (حقیقت و خطا) و (صدق و کذب) و (صحیح و غلط) و (درست و نادرست) هیچ تمایزی وجود ندارد. در این خصوص می فرمایند «حقیقت یعنی اندیشه‌هایی که با واقع و نفس‌الامر منطبق است و خطا یعنی اندیشه هایی که با واقع و نفس‌الامر منطبق نیستند این مسأله را گاهی تحت عنوان «حقیقت و خطا» می گوئیم و گاهی تحت عنوان «صدق و کذب» و گاهی تحت عنوان «صحیح و غلط» فرقی نمی کند.»[۱۰]

بنابراین آنگونه که برخی از فلاسفه غربی بین حقیقت و صدق تمایز قائلند شهید مطهری آن دو را یکی می داند و در واقع هر دو را صفت جمله، صرف نظر از گوینده آن، در صورت مطابقت با واقع می داند.

همان طور که قبلاً هم ذکر نمودیم بین حق و صدق تمایز وجود دارد بدین نحو که حق صفت واقعیت خارجی است و صدق صفت آن جمله ای است که بیانگر و حکایتگر آن واقعیت است و تمایز این دو به حیثیت و اعتبار است بدین صورت که اگر قول را با واقع بسنجیم صدق و اگر واقع را با قول مقایسه کنیم به آن قول حق اطلاق می شود.

بخش دوم:پیشینه تاریخی نظریه مطابقت صدق

۲-۱ سابقه نظریه مطابقت در یونان

۲-۱-۱ مطابقت از نظر افلاطون

سابقه نظریه مطابقت به افلاطون و ارسطو می رسد. افلاطون در رساله سوفیست می گوید: «بیگانه: سخن درست وضع ترا چنانکه به درستی هست بیان می کند؟»

تئتتوس: آری

بیگانه: و سخن نادرست وضعی غیر از وضع واقعی را؟

تئتتوس: تقریباً

بیگانه: به عبارت دیگر باشنده‌ای را بیان می کنند ولی این باشنده غیر از باشنده ای است که در مورد تو صادق است پیشتر گفتیم که در مورد هر چیز باشنده و نباشنده‌های بسیار وجود دارد.

تئتتوس درست است.»[۱۱]

در جایی دیگر از رساله سوفیست می خوانیم.

بیگانه: ولی پندار نادرست پنداری است برخلاف آنچه که هست مگر غیر از این است؟

تئتتوس: آری برخلاف آنچه هست.

«بیگانه: پس پندار نادرست این است که آدمی نباشنده را در نظر بیاورد و تصور کند.»[۱۲]

همانگونه که ملاحظه می شود این عبارت ها بیانگر این مسئله هستند که وی به نظریه مطابقت معتقد است و حقیقت و درستی را باوری می داند که واقعیت را آنگونه که هست بازگو می کند و این چیزی جز مطابقت نیست اما چیزی که هست نوع تبیین او از وقایع است.

الف) نظریه مطابقت در علوم حسی و تجربی نیست:

اساس حکمت افلاطون بر این است که محسوسات ظواهرند و نه حقایق و عوارضند و گذرنده نه اصیل و باقی و علم به آنها تعلق نمی گیرد بلکه محل حدس و گمانند و آنچه علم بر آن تعلق می گیرد عالم معقولات است به این معنا که هر امری از امور عالم چه مادی باشد مثل حیوان و نبات و جماد و چه معنوی باشد مانند خوبی و شجاعت و عدالت … اصل و حقیقتی دارد که سرمشق و نمونه کامل اوست و به حواس درک نمی شود و تنها به خودی خود و به ذات خویش و مستقلاً و مطلقاً و به درجه کمال و به طور کلی انسانیت، است بزرگی است، شجاعت است. بنابراین افلاطون معتقد است هر چیزی با مثالش حقیقت دارد و آن یکی مطلق و لایتغیر و فارغ از زمان و مکان است و افرادی که به حس و گمان ما در می آیند نسبی و متکثر و متغیرند و فقط پرتوی از مثل خود هستند و نسبتشان به حقیقت مانند سایه است به صاحب سایه و وجودشان به جهت بهره ای که از مثل خود و حقیقت خود دارند. افلاطون عالم ظاهر یعنی عالم محسوس و آنچه را عوام درک می کنند مَجاز می داند و حقیقت در نزد او عالم معقولات است که عبارت از «مثل» باشد.[۱۳]

افراد مادی و متغیر نمود واقعیت هستند به عبارت دیگر آنها حقیقت و واقعیت نیستند و از طرف دیگر آنها هیچ چیز نیز، نیستند بنابراین از نظر افلاطون امور مادی و متغیر نمودها و سایه ها و روگرفتهای حقایق و نیمه واقعی اند که در عالم مثل موجودند و علم به آن حقایق تعلق می گیرد.

شهید مطهری در خصوص نظریه افلاطون می گوید «طبق عقیده افلاطون افراد متغیر مادی تنها به حواس ادراک می شوند ولی علم به آنها تعلق نمی‌گیرد زیرا علم به چیزی تعلق می گیرد که کلی و خارج از حیطه زمان و مکان است و آن همان «ایده» است.[۱۴]

بنابراین افلاطون معرفت حسی را معرفت حقیقی نمی داند افلاطون از پروتاگوراس اعتقاد به نسبی بودن حس و ادراک حسی را می پذیرد اما نسبیت عام و کلی را نمی پذیرد.

ب) نظریه مطابقت به علوم کلی مربوط است.

معرفت حقیقی یعنی شناخت مطلق و خطاناپذیر حاصل شدنی است اما این معرفت نمی تواند ادراک حسی باشد که نسبی و فریبننده و تابع انواع تأثیرات موقتی هم از طرف فاعل شناسائی و هم از طرف متعلق شناسائی (شیء) است.

افلاطون این نظر را از هراکلیتوس می پذیرد که متعلقات ادراک حسی یعنی اشیاء جزئی و محسوس و فردی همیشه در حال شدن و تغییر دائمی هستند بنابراین شایسته نیستند که متعلق معرفت حقیقی باشند اما افلاطون این نتیجه را نمی گیرد که متعلقات معرفت حقیقی وجود ندارد. از نظر او متعلق معرفت حقیقی باید ثابت و پایدار باشد که با تعریف کلی که در نظر سقراط درباره کلی است درک می شود.

از نظر وی معرفت حقیقی معرفت کلی است چرا که قوانین جزئی همیشه تغییر می کند اما مفاهیم کلی همیشه باقی می مانند و با توجه به این مفهوم ثابت است که ما درباره قوانین اساسی جزئی از جهت خوبی حکم می نمائیم نتیجه این می شود که کلی است که شرایط و لوازم متعلق معرفت بودن را داراست معرفت عالی ترین کلی، عالی ترین نوع «معرفت» خواهد بود اساس نظریه مثل این است که مفاهیم کلی دارای مرجع عینی است و واقعیت مطابق آنها دارای مرتبه ای عالی تر از مرتبه ادراک حسی است.[۱۵]

پس مطابقت در فلسفه افلاطون یعنی مطابقت صور ادراکی با حقایق مثالی.

به عنوان مثال صورت ادراکی مانند انسان در صورتی مطابق با واقع است که با آن حقیقت مثالی انسان که در عالم مثل موجود است مطابق باشد. که این صورت محسوس سایه و نمود آن حقیقت است و نمی تواند متعلق معرفت واقع شود.

۲-۱-۲- نظریه مطابقت از دیدگاه ارسطو:

الف: تعریف ارسطو از مطابقت

ارسطو معتقد است که اشیاء یک واقعیتی دارند که مستقل از اندیشه ماست و ما هر گونه که بیندیشیم هیچ تأثیری در حقیقت اشیاء ندارد در متافیزیک ارسطو می خوانیم «حکم ما چه راست باشد و چه دروغ واقع امر همیشه به همان ترتیب است که بود»[۱۶] و این اولین و اساسی ترین موضع قاطع او علیه سوفسطائیان است که معتقد بودند واقعیتی ورای اندیشه انسان نیست و هر کس هر گونه بیاندیشد همان حقیقت است حال که از نظر وی واقعیت مستقل از اندیشه ماست باید ببینیم که اندیشه واقعی کدام است و واقعیت چیست که از نظر او کسی که اندیشه‌اش واقعیت را همانگونه که هست توصیف کند سخنش متصف به صدق و راستی می شود و اگر کسی خلاف وضعیت اشیاء بیاندیشد دروغ می گوید؟ بنابراین اشیاء یک وضعیت ثابتی دارند که شناخت ما ممکن است سازگار با آن وضعیت باشد و ممکن است نباشد عین عبارت او درباره تعریف صدق و کذب چنین است «گفتن اینکه چیزی هست در حالی که نیست یا چیزی نیست در حالیک هست کذب می باشد ولی گفتن اینکه چیزی هست در حالیکه هست و اینکه چیزی نیست در وقتی که نیست صدق می باشد.»[۱۷]

و اینکه «گفته دروغ آن است که چونان دروغ مربوط به چیزهای «ناموجود» باشد بنابراین هر گفته ای که مربوط به چیز دیگر باشد غیر از آنچه بدان مربوط است دروغ نامیده می شود مانند تعریف مربع که درباره مثلث صدق نمی کند و دروغ است.»[۱۸]

ب تفسیر تعریف ارسطو از مطابقت:

از تعریف ارسطو درباره صدق و کذب دو برداشت می توان کرد یکی اینکه این سخن علاوه بر تعریف صدق و کذب ملاک صدق آن را نیز ارائه می دهد. یعنی گزاره صادق گزاره‌ای است که ما به ازای خارجی داشته باشد و گزاره‌ای که در خارج ما به ازای خارجی نداشته باشد کاذب است و برداشت دیگر اینکه منظور ارسطو از صدق و کذب همان سلب و ایجاب است به طوریکه بعضی از فلاسفه و منطق دانان جدید غرب، صدق و کذب را با ایجاب و سلب یکی می‌گیرند و این برداشت به واقعیت نزدیکتر است چون ارسطو در ادامه می‌گوید «چنانکه کسی بگوید چیزی هست یا نیست و نه در درباره ناموجود گفته می‌شود که هست»[۱۹] و قبل از آن ارسطو برای روشن شدن معنای ایجاب و سلب به تعریف صدق و کذب پرداخته است که تأیید بر مدعای ماست نکته‌ای که در این باره باید متذکر شویم این است که از دیدگاه ارسطو در خصوص امور بالفعل می توانیم بگوئیم راست است یا دروغ که اگر راست باشد دیگر دروغ نخواهند بود و اگر دورغ باشد دیگر راست نیست اما درباره گزاره هایی که در خصوص امور بالقوه اند گفته ما گاه راست است و گاهی دروغ یعنی به طور قاطع و بدون تردید نمی توان گفت راست است یا دروغ است بلکه هم می‌تواند راست باشد و هم دروغ در عبارت ارسطو چنین آمده است «درباره امور ممکن (ممکنات) همان اعتقاد می تواند راست (صادق) و دروغ (کاذب) باشد و ممکن است که انسان گاه راست بگوید و گاه دروغ بگوید اما در مورد چیزهایی که نمی توانند به گونه دیگری باشند باید گفت که نمی توانند گاه راست و گاه دروغ باشند بلکه اینها یا همیشه راست هستند و یا همیشه دروغ.»[۲۰]

[۱] . Epistemology

[2] .Meaning

[3] . Truth

[4] – جوادی آملی، حسین بن عبداله، رحیق مختوم (شرح حکمت متعالیه)، بخش دوم از جلد اول، ص ۳۹

[۵] – شیرازی، صدرالدین، اسفار، ج ۱، ص ۸۹

[۶] – جوادی آملی، رحیق مختوم، بخش ۲ از جلد ۱ ص ۳۹

[۷] – ابن سینا، الهیات، شفا، ص ۴۸

[۸] – سهروردی، مجموعه مصنفات، ج اول، ص ۲۱۱

[۹] – پل فولیکه، فلسفه عمومی، ص ۳۳۹-۳۳۸

[۱۰] – مطهری،‌ مرتضی، شرح مبسوط ، ج ۲ ، ص ۳۶۸

[۱۱] – افلاطون، دوره آثار، ص ۱۵۴۳

[۱۲] – همان، ص ۱۳۵۷

[۱۳] – فروغی، محمد علی، سیر حکمت در اروپا، ج اول، ص ۲۲ و ۲۳ با تلخیص و تصرف

[۱۴] – مطهری، مرتضی، پاورقی اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج ۱ ، ص ۲۳

[۱۵] – کاپلستون، فردریک، تاریخ فلسفه، ج ۱ ص ۱۷۸-۱۸۲ با تلخیص و تصرف

[۱۶] – ارسطو، متافیزیک، ص ۳۰۵

[۱۷] – همان، ص ۱۱۹

[۱۸] – همان، ص ۱۸۷

[۱۹] – متافیزیک، ص ۱۱۹

[۲۰] – همان، ص ۳۰۵

120,000 ریال – خرید

جهت دریافت و خرید متن کامل مقاله و تحقیق و پایان نامه مربوطه بر روی گزینه خرید انتهای هر تحقیق و پروژه کلیک نمائید و پس از وارد نمودن مشخصات خود به درگاه بانک متصل شده که از طریق کلیه کارت های عضو شتاب قادر به پرداخت می باشید و بلافاصله بعد از پرداخت آنلاین به صورت خودکار  لینک دنلود مقاله و پایان نامه مربوطه فعال گردیده که قادر به دنلود فایل کامل آن می باشد .

مطالب پیشنهادی: برای ثبت نظر خود کلیک کنید ...

به راهنمایی نیاز دارید؟ کلیک کنید

جستجو پیشرفته

پیوندها

دسته‌ها

آخرین بروز رسانی

    سه شنبه, ۲۶ دی , ۱۳۹۶
اولین پایگاه اینترنتی اشتراک و فروش فایلهای دیجیتال ایران
wpdesign Group طراحی و پشتیبانی سایت توسط digitaliran.ir صورت گرفته است
تمامی حقوق برایbankmaghaleh.irمحفوظ می باشد.